جم کن خودتو نویسنده بابا... مسخره

هنوز هم منتظر کمک تو دستهایم رو به بالا مانده است..
رو به تو آره..
هنوز تورا التماس میکنم ....
فقط تو فکر نکن بیخیال میشم...
خیلی پریشان و درهم شده ام مثل محیط کارم. خیلی وقته حوصله نوشتن ، خوردن، پوشیدن و
.... ندارم .
حس بدی دارم اکسیژن کم اوردم؟؟ نمیدونم اما کاشکی این مشکلات درهم و برهم هم زود تمام
میشد...
----------------
باید پای فرار را زین کنم.... فرار لازم است ... از خود و من و اون و ما
از همه باید فرار کرد .. از این من های بی من
چسب باید زد پاره های آینه را...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت توسط ...خرداد |
