مرگ را دوست دارم
خسته شدم....
نه خسته نشدم...
دلم تنگه.. نه دلمم تنگ نیست..
از اکنونم متنفرم... همین...
میدونم بازم میگید افسورده بدبخت.. همیشه دپرسیوو میدونم...
اما همینی که هست...
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت توسط ...خرداد |

